على رفيعى
193
تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)
امام رضا عليه السلام در مرو پس از گذشت چند روز از ورود امام رضا عليه السلام به مرو ، گفتگوهاى مأمون با آن حضرت آغاز گشت و متجاوز از دو ماه به طول انجاميد . در اين مدت امام عليه السلام از پذيرش خواست مأمون سرباز مىزد . مأمون ، نخست خلافت را به حضرت پيشنهاد كرد . امام عليه السلام نپذيرفت . مأمون پيشنهاد اصلى يعنى وليعهدى را مطرح كرد و امام عليه السلام را در صورت استنكاف ، تهديد به قتل نمود ، حضرت وقتى ديد مأمون در اين خواسته - بر خلاف خواسته پيشين - جدّى است و در صورت خوددارى وى ، تهديدش را عملى خواهد ساخت باكراهت پذيرفت و فرمود : خداوند از اين كه به دست خويش ، خودم را به هلاكت بيندازم بازداشته است . اينك كه قضيه چنين است ، هر كارى مىخواهى بكن . « 1 » از اين بيان امام عليه السلام استفاده مىشود كه اگر آن حضرت پيشنهاد ولايتعهدى مأمون را رد مىكرد جان خود و دوستان و شيعيانش را در معرض نابودى قرار مىداد ؛ بدون آن كه مرگ آنان اثر مفيد و مثبتى داشته باشد . زيرا مأمون در هيچ شرايطى حاضر نبود از اين خواسته سرنوشتساز خود دست بردارد . او فرزند كسى است كه به خود وى گفته بود : « سوگند به خدا ، اگر تو هم در كار خلافت با من به ستيز برخيزى سرت را از تنت مىگيرم كه سلطنت عقيم است » . « 2 » و در عمل نيز با كشتن برادرش امين ثابت كرد كه حكومت ، عقيم است و عاطفه و برادرى نمىشناسد . از سوى ديگر ، مأمون در پرتو زيركى و دورانديشى خاصى كه داشت ، همانگونه كه فضل بن سهل را از پاى درآورد ، امام عليه السلام را نيز بدون سر و صدا از پاى درمىآورد و علويان را نيز با اين منطق كه ما ولايتعهدى و حتّى خلافت را به شما واگذار كرديم ولى شما نپذيرفتيد ، بنابراين با چه انگيزهاى با ما مخالفت مىكنيد ، براى هميشه از صحنهء مبارزه كنار مىزد . علاوه بر آن كه مصلحت اسلام و امّت مسلمان ناديده گرفته مىشد . پذيرش
--> ( 1 ) - مناقب ، ج 4 ، ص 363 . ( 2 ) - عيون اخبار الرضا عليه السلام ، ج 1 ، ص 86 .